دیگر چیزی نمانده که بیایی و رایان هر روز صبح زود از خواب که بیدار می شود شروع به شمردن می کند. امروز بیدارم کرده و گفته که تا آمدنت چهار روز دیگر بیشتر نمانده. من و هومان اما بی سر و صدا روز شماری می کنیم. خوشحالم که بر می گردی حتی اگر عمر این برگشتن به کوتاهی دو هفته باشد. خوشحال ترم که تا شنبه می مانی و اولین کنسرت همایون را با هم می رویم. بدون تو حسرت بزرگ با هم دیدنش در دلم می ماند.
برچسب:
نویسنده: باران محمدی
تاريخ: جمعه
21 آبان
1395 ساعت: 0:47