از اتفاقی که توی
نیوزلند افتاده، از اینکه این همه آدم کشته شدن حالم بده. از اینکه یه استرالیایی اونا رو کشته حالم بدتره. بدتر از همه اینا ولی حسی بوده که به مدت طولانی بعد از شنیدن حرفهای پاولین هنسن، سیاستمدار استرالیایی، درون خودم انکارش کردم و نادیده گرفتم و توی ناخودآگاهم با گذر زمان پررنگ تر و شدیدتر شده و الان بعد از این
حادثه داره با تمام قدرت خودش رو به رخم می کشه. حتی بعد از اینکه به واسطه حرفهای ضد اسلام و مسلمانهای استرالیا، حزبشون محبوب تر شد و تو پارلمان چند تا رای آوردن هم باورم نمی شد این همه تنفر ایجاد بشه، اونقدر که چهل و نه نفر توی حادثه تیراندازی تو مسجد نیوزلند توسط یک استرالیایی بیست و هشت ساله که از عملیاتش فیلم هم گرفته و در شبکه های مجازی پخش کرده، کشته بشن. تا حالا و بدون احتساب زخمی های بدحال البته.
پ.ن. : من از مرگ هر آدمیزادی به واسطه عقاید افراطی بسیار متاسف و ناراحت میشم و این به نژاد و دین قاتل و مقتول هیچ ربطی نداره. تاثیر عمیق حادثه نیوزلند در من به دلیل این بوده که شخصاً در طی این چند سال و بعد از حادثه بمب گذاری در کنسرت آریانا گراندی در لندن، شاهد اثرات کثیف سیاست در جدا کردن و طبقه بندی آدمها بر اساس نژاد و مذهبشون بودم که منجر به این چنین فجایعی میشه.
برچسب:
نویسنده: باران محمدی
تاريخ: سه
شنبه
30 مهر
1398 ساعت: 3:01